بالاخره برای خودم مریم خریدم!
هزار بار به همسر گفته بودم برام گل بگیر و این اواخر فرموده بودم هوس مریم کردم!
ولی دریغ از یک ری اکشن به جا!
خلاصه امروز خودم خریدمش و وارد خونه که شدم تقدیمش کردم به همسر!
با نیم کیلو شیرینی خامه ای حتی!
الانم گل زیبام بالای سرمه و با هر نفس کیفور میشم از این بوی خوش.
همین.
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
وقتی به خودم نگاه میکنم و می بینم موهامو رنگ کردم؛
به صورتم کرم میزنم؛
رژ لب میزنم و خط چشم می کشم؛
بعد مدت ها رفتم اپیلاسیون،
و از این دست کارها؛
می فهمم که بهترم؛ بهتر شدم؛ بهتر از حدود ۱ سال یا ۶ ماه پیش.
هنوز خیلی خوب نیستم، ولی بهترم.
و خوشحالم به خاطرش.
تصمیم گرفتم این هفته یه کم بیشتر خودمو دوس داشته باشم و به خودم افتخار کنم.
پ.ن.
خیلی بیشتر از اینا میخواستم بنویسم و البته حرفای متفاوت تری می خواستم بگم، ولی فعلا کلمه ها فرار کردن!
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
تو پست قبل یادم رفت بگم دفعات سردردام کمتر شده
و خواب های آرومتری هم میبینم
و کلا خوابم بهتر شده و احساس خستگیم هم کمتر.
وای خدا
چه روزای سختی بودن....
چه روزای سختی ...
چه روزای سختی...
واقعا دلم میخواد گریه کنم...
طفلکی هستم
گناه دارم
خسته م...
دل
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
هوووف.
کاش زودتر سال تحویل بشه، راحت بشم از بدو بدو!
اونم بدو بدو برای کارای بیخود و تمیزکاری!
امسال اصلا لباس نو نخریدم و راستش لباسایی هم که دارم زیاد خوب نیست و دوسش ندارم.
تا حالا برام مهم نبود، ولی الان ناراحتم.
لباس نو می خوام:(
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد
من تشنه کام ساغر آن باده ام
کز جرعه ای ،
ویران کند ؛
دوباره
بسازد ...
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد