خرید بک لینک

بالاخره برای خودم مریم خریدم!

هزار بار به همسر گفته بودم برام گل بگیر و این اواخر فرموده بودم هوس مریم کردم!

ولی دریغ از یک ری اکشن به جا!

خلاصه امروز خودم خریدمش و وارد خونه که شدم تقدیمش کردم به همسر!

با نیم کیلو شیرینی خامه ای حتی!

الانم گل زیبام بالای سرمه و با هر نفس کیفور میشم از این بوی خوش.

همین.

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

دلم گرفته از حدود ۸.۵ دراز کشیدم تو اتاق بچه ها و سعی کردم خوابشون کنم، تا حدود ۱۱ که خوابیدن. واقعا بیش از توانم بود. سمت چپ و پایین دلم درد می کنه و پای چپم هم درد میکنه و بیشتر از هر چیز کلافه ام. ته ذهنم عصبی ام. بالاخره ۱۱ که بچه ها خواب رفتن به

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

لعنت به ویدئو پلیر اینستاگرام. دیوونه م کرده، البته با همدستی دو تا بچه. هی باید پاوس کنم به این و اون جواب بدم یا رسیدگی کنم یا دعوا کنم و هی دستم میخوره میاد از اول خسته شدم الانه که گریه م بگیره ساعت هنوز ۱۰ صبحه ولی انگار یه نصف روزه که دارم با ز

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

میتونم بگم امشب نسبت به دیشب حدودا ۱۰ درجه مودم بالاتره! دختر با آرامش و تقریبا خودجوش تکلیفاشو انجام داده همسر زباله ها رو گذاشته دم در و بعد تو پروسه خواب بچه ها همراهی کرده و کتاب خونده براشون و خاموشی زده و بعد رفته پی کار خودش، منم قصه صوتی براش

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

وقتی به خودم نگاه میکنم و می بینم موهامو رنگ کردم؛

به صورتم کرم میزنم؛

رژ لب میزنم و خط چشم می کشم؛

بعد مدت ها رفتم اپیلاسیون،

و از این دست کارها؛

می فهمم که بهترم؛ بهتر شدم؛ بهتر از حدود ۱ سال یا ۶ ماه پیش.

هنوز خیلی خوب نیستم، ولی بهترم.

و خوشحالم به خاطرش.

تصمیم گرفتم این هفته یه کم بیشتر خودمو دوس داشته باشم و به خودم افتخار کنم.

پ.ن.

خیلی بیشتر از اینا میخواستم بنویسم و البته حرفای متفاوت تری می خواستم بگم، ولی فعلا کلمه ها فرار کردن!

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

تو پست قبل یادم رفت بگم دفعات سردردام کمتر شده و خواب های آرومتری هم میبینم و کلا خوابم بهتر شده و احساس خستگیم هم کمتر. وای خدا چه روزای سختی بودن.... چه روزای سختی ... چه روزای سختی... واقعا دلم میخواد گریه کنم... طفلکی هستم گناه دارم خسته م... دل

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

این روزا بدنم به شدت ضعیف شده. یه بار که مجبور شدم یه نصف روز برم بیرون دنبال کارام و راه رفتم، شب از درد پا خوابم نمی برد، و چند بار دیگه هم تکرار شد! و کوچکترین کاری هم که با دستم بکنم ، شب دستم غش میره و درد میگیره! بدیش اینه که خیلی دلم میخواد ور

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

یه مدت قبل تر یه پستی نوشتم که توش گفتم خیلی احساس بیهودگی میکنم و باید حتما یه کار مفید مثل کتاب خوندن یا خیاطی و این چیزا انجام بدم تا احساس عذاب وجدان نداشته باشم. تو اون دوره، واقعا فشار زیادی روم بود و فکرم همش درگیر بود. مرتب داشتم هدف گذاری می

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

هوووف.

کاش زودتر سال تحویل بشه، راحت بشم از بدو بدو!

اونم بدو بدو برای کارای بیخود و تمیزکاری!

امسال اصلا لباس نو نخریدم و راستش لباسایی هم که دارم زیاد خوب نیست و دوسش ندارم.

تا حالا برام مهم نبود، ولی الان ناراحتم.

لباس نو می خوام:(

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

زین باده ای که محتسب شهر
در کوچه می فروشد ارزان ،
غیر از خمار ، هیچ نخواهی دید .

من تشنه کام ساغر آن باده ام
کز جرعه ای ،
ویران کند ؛
دوباره
بسازد ...

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:01

صفحه بندی